محمد ابراهيم آيتى
61
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
آنگاه « أبو طالب » و پسران خويش را دربارهء رسول خدا با بيانى بليغ وصيّت كرد ، و از اين كه او را امرى بزرگ در پيش است خبر داد . به گفتهء واقدى : هشت سال و هشت ماه و هشت روز از عمر رسول خدا سپرى شده بود كه عبد المطّلب وفات يافت [ 1 ] . يعقوبى مىنويسد : رسول خدا را پس از وفات « عبد المطّلب » عمويش « أبو طالب » سرپرستى مىكرد ، و با اينكه نادار بود ، بهترين سرپرست بود . سرورى بزرگوار ، مطاع و با عظمت بود . « علىّ بن أبى طالب » گفت : « أبى ساد فقيرا و ما ساد فقير قبله » ، « پدرم در عين نادارى سرورى كرد و پيش از او هيچ فقيرى سرورى نيافت » . و نيز مىنويسد : « فاطمه » دختر « أسد بن هاشم » همسر « أبو طالب » و مادر همهء فرزندانش ، رسول خدا را پرورش داد . و از رسول خدا روايت مىشود كه پس از وفات « فاطمه » كه زنى مسلمان و بزرگوار بود ، گفت : « اليوم ماتت أمّى » ( امروز مادرم وفات كرد ) و او را در پيراهن خويش كفن كرد و در قبرش فرود آمد و در لحد او خوابيد ، و چون به او گفته شد : اى رسول خدا براى « فاطمه » سخت بىتاب گشتهاى ؟ گفت : « إنّها كانت أمّى إذ كانت لتجيع صبيانها و تشبعنى ، و تشعّثهم و تدهننى ، و كانت أمّى « او به راستى مادرم بود ، چه كودكان خود را گرسنه مىداشت و مرا سير مىكرد ، و آنان را گردآلود مىگذاشت ، و مرا شسته و آراسته مىداشت ، راستى كه مادرم بود » [ 2 ] . سفر اول شام رسول خدا دوازدهساله [ 3 ] يا نهساله [ 4 ] و به قول مسعودى سيزدهساله [ 5 ] بود كه همراه
--> [ 1 ] - ر . ك : بحار الانوار ، ج 15 ، ص 151 . [ 2 ] - ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ص 368 ، 369 . [ 3 ] - به قول مقريزى : دوازده سال و دو ماه و ده روز از عمر شريف وى گذشته بود ( امتاع - الاسماع ، ص 8 ) . [ 4 ] - ر . ك : ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 369 . [ 5 ] - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 275 چاپ بيروت 1385 ه . م .